مير سيد شريف راقم سمرقندى
55
تاريخ راقم ( فارسى )
نوشيروانى را در پلهء معدلت خويش به يك جو نسنجيده و سخاى حاتم را در نظر همّتش در شمار خود و در احصاى احسان نديده . قرآن مجيد و فرقان حميد در لوح المحفوظ دلش باقرأة سبعه منطبع و منتقش بوده . در تاريخ اثنى عشر و ثمان مئه به تخت سمرقند در ماوراء النهر چون خسرو انجم بر سرير سپهر لاجوردى متمكن گشت . امّا سمرقند از اقليم پنجم است . اهل تواريخ برآنند كه سمرقند را كيكاوس ابن كيقباد بنا كرده . بعد از آن ويران شده آن را ملك تبع عمارت كرده بعد از انهدام سكندر دور آن مستحكم ساخته و عمارت عاليه بنا نهاده . صاحب تحفة الغرايب گويد كه در حوالى سمرقند كوهيست و در آن چشمهء است كه در تابستان آب يخ مىكند و در زمستان به مرتبهاى گرم است كه دست بر آن نهند مىسوزد . در تاريخ ثمان و عشرين و ثمان مئة الغ بيك ميرزا در سمرقند عمارت مدرسه فرمود . مهندس خرد بقياس عقل و دانش اساس بكيفيت ارتفاع آن نتواند رسيد و محاسب فكرت از روى قاعدهء علم مساحت به كميّت سطوح و جسامت او نتواند آگاه گرديد . هيأت كوه شكوهش سكون از استخوانبندى بناى افلاك برده پيش طاق عظمت نشان رفعت توأمانش از گرانى تزلزل در كرسى زمين افكنده . لمؤلفه چه عرش پايه مقامى كه در تماشايش * به نيمه راه بماندى نظر تمام از كار ابروى پيش طاقش نشانيست از قوس قزح بر ساحت چرخ زمردى ، شمسههاى آفتاب انجلايش چشمى است چون جرم خورشيد بر روى سپهر لاجوردى لمؤلفه به شمسهاش زر خورشيد هرچه مىبايست * همانقدر فلك لاجورد برده به كار شرفات عالى درجاتش را معمار قدرت با مقرنسكارى ايوان كيوان به يك دستور بسته ، كاشيهاى زرنگارش را نقاش گلدست قضا با انجم سيمين فلك طرح مداخل انداخته چهار گنبد عالى در شمار عناصر حكما ماهر به هيأتگرى در چهار جهت وانموده . چهار گلدستهء رنگين از لاجورد و سيم چون خط مستقيم در دايرهء اربعه به سطح هوايش قايم برپا كرده و اين مدرسهء عالى و اين بناى رفيع البنيانى را دو آشيانه است در هر يك رواق يك آشيانهاش حجرهء و در هر حجره دو فرجه از براى دو بلند همّت از طلبه بلكه دو شاهباز